تبليغاتX
دلنوشته های ندا یه دختر فاحـــــــ شه

پس من دل دارم!!!

تولد تموم شده!یعنی از اولم تولدی در کار نبود.

تبریک واسه چیه؟!!!!!

تمومش کنید!!!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چند وقتی میخوام نباشم!

معلوم نیست تا کی....

فعلا بای!

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 19:53 نويسنده ندا |

میگه تاریخ تولدت رو بگو!

میگم: ۲۵/۵۵

میگه:چه جالب تو همشون ۵ داره!

میگم:آره.چون من با ۵تن نسبت نزدیکی دارم!

هیچی نمیگه!!!!!!!

الان دو سال میگذره و اون هنوز نفهمیده منظورم از اون حرف چی بوده!تا الان که نزدیک ۲۵/۵/۸۸ شده و اومده میگه تولدت پیشاپیش مبارک فامیل ۵تن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مخاطب خاص نوشت:من عاشق پچ پچ تو سکوت شبم میدونی که؟! اون موضوع هم که گفتی به خاط اون دلایلی که تو نام بردی نیس که پیشت نیومدم.مهمون داشتم!!!!!!نتونستم بیام.سر فرصت میام

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 1:18 نويسنده ندا |

وقتی دلت میخواد خوشیامو از حلقومم بکشی بیرون

اونموقت من دلم میخواد غمو فرو کنم تو وجودت!

شایدم فرو کنم......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 2:25 نويسنده ندا |

پسر دوستم که ۵ سالشه میگه :

خاله ندا من خیلی دوست دارم!

میگم:منم دوست دارم عزیزم!

میگه:خاله میزاری بغلت کنم؟!

میگم:آره گلم بیا تو بغل خاله!

میگه:خاله تنت چقد سفیده!پس چرا صورتت این رنگیه؟!

(منظورش برنزست!)

تا میام توضیح بدم فورن میگه:

عیب نداره تنت که سفیده رو خیلی دوست دارم!

دستشو میزاره تو پیراهنم و میخوابه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

بعدا نوشت:قالب وبلاگ سفید شده یه جوری نیست؟!!!!!!!!!!

+ تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:19 نويسنده ندا |

 

خیلی ها از رامین میپرسین...

در جواب باید بهتون بگم...

رامین هست.خوبه.هنوز عاشقه اما نمیدونم عاشق چی...

این همش تو راهه تهران و شمال در حرکتم و خسته از این راه...

نمیخوام تهران زندگی کنم ولی تقریبا همه دوستان و آشناهام تهرانن.اما من شمال!

واسه دیدن میرم و نگهم میدارن. واسه همین کم میام به وبلاگم سر میزنم.

چون وقتی تهرانم نمیتونم.

دو روز پیش وقتی تهران بودم تو مهمونی یکی از استادام میگفت : ندا با کی لج میکنی؟!خودت یا ما؟! چرا رفتی شمال زندگی میکنی؟!چرا خودتو از ما قایم میکنی؟! تو نمیدونی چقد اینجا هوادار داری؟!پاشو برگرد همینجا!

گفت:ماستاد شما اختیار داری من همیشه مدیون شمام.میبینید که هفته ای یه بارم شده میام تهران و بعضی وقتا چند روزم میمونم.فقط میخوام به دور از آدمایی باشم که فکر میکنن من مثه یه کوه استوارم و هیچ دردی ندارم.

دستمو تو دستاش میگیره و میگه : تو کاری میکنی حتی منم خیلی وقتا اینطوری راجع بهت فکر میکنم.دختر اینطوری نکن با خودت.زندگی آسونتر از اونیه که تو داری فکر میکنی!

نگاش میکنم و میخندم و میگم چشم استاد!

 

+ اینم یه شرح حال کوتاه واسه کسایی که انقد کنجکاون! مرسی ازتون که نگرانمین!

+ تاريخ یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 19:57 نويسنده ندا |

 

خیلی سخته بخوای از یکی انتقام بگیری اما ندونی چطوری!!!

یعنی هیچ راهی واسه اینکه بچزونیش به ذهنت نرسه!

+ میخوام ازت انتقام بگیرم!!

+ حالم ازت بهم میخوره!؟؟؟؟؟!!!

یه چیزی تو وجودم داره میخورتم که تا ضربه ای که تو بهم زدی رو بهت نزنم ولم نمیکنه...

آخه مگه میشه.......!

 

+ تاريخ جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 21:18 نويسنده ندا |

 

.

 

+  گاهی یه نقطه معانی زیادی دارد (بنگرید!)

 

 

 

+ تاريخ یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 16:4 نويسنده ندا |

 

نمیدونم چه اجباریه که هر یه ماه یه بار بیام اینجا ولی بهطور خودکار میام!!!

نه حالم از کسایی که میان اینجا و چرت و پرت میگن بهم میخوره نه عاشق کسایی میشم که میان و لاو میترکونن و همزادپنداری میکنن واسم!

 فقط دروغ نگفته باشم وقتی ساحر  واسم کامنت میذاره خوشم میاد !!!

نی نی و مایندفریک رو هم دوست دارم!

شاید خیلی های دیگه باشن که دوسشون داشته باشم ولی چرا دروغ بگم به فکرشون نیستم و یادم نمیمونن!

 اینارو گفتم که بگم به هر حال اینجا مال منه!و چه خوب چه بد بهش حس مالکیت دارم!!!!

فعلا همین!

+ تاريخ سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 13:50 نويسنده ندا |

 

دلم میخواست اینجا رو دیلیت کنم بره پی کارش!!

اما دیدم تو این اوضاع خراب بین این همه ادمی که میان اینجا اگه حتی یکیشون از ته دل بفهمتت و به خاطر خودت بخواد غنیمتیه!!!

+ به افتخار اند دوستان عزیز اینجارو نمیبندم ولی کم میام....دلگیر نشین!

+ خوبم!

 

+ تاريخ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:45 نويسنده ندا |

 

عید و سال نو برای من فرق چندانی نمیکنه با روزای عادیه دیگه!

اما با این حال:

بهار ۸۸ مبارکتون باشه با یه دنیا خوبی!

+ حوصله ی آپ و وبلاگ رو ندارم جدیدن!پیش هیچ احدوالناسی هم نرفتم سر بزنم دلگیر نشین لطفن!

+ تاريخ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:4 نويسنده ندا |


مژگان موزيك